گذر
س مثل سلام خوب من،می خوام برگردم به گذشته و یادی برلحظه لحظه بوجود آمدنت بکنم تااونجایی که ذهنم یاری می کنه رو برات بنویسم اخه میدونی گلم من این وبلاگ و یه دو ماهی میشه بازکردم برات اون هم به همت دوست جون جونی مامان یعنی خاله بهنازجون که ازهمین جاازش تشکر می کنم که اینکاروبرام کردتا بتونم خاطرات عمر زندگیم و براش ثبت کنم گلکم من نمیدونستم چنین وبلاگی وجود داره و گرنه قبل ازاینکه توبوجودبیای اینکارومی کردم ولحظه لحظش وبرات می نوشتم یه وقت غصه نخوری هامامان فدات شه تااونجایی که بتونم برات ازگذشته می نویسم ببخشید دیگه فرشته کوچولوی مامان اگه چیزی روازقلم انداخته باشم. &nbs...
نویسنده :
مامان بهاره جون
19:03






