تولدبابا
می خواستم زیباترین کلام رابرایت بنویسم
اماپنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست
همسرعزیزترازجانم تولدت مبارک
ازطرف بهاره:
بابایی تولدت مبارک
الهی جاده زندگیت هموار،آسمان چشمانت صاف ودریای دلت همیشه آرام وزلال باشدوهیچ وقت ازدنیاخسته نشی
همیشه برقرار باش تا بی قرار نباشی چرا که در تمام لحظه های سخت و مشکلات زندگی تو تنها تکیه گاه ما هستی
دوستت داریم
دخترکم وقتی بزرگ شدی و گذری بر این قسمت ا ز وبلاگت کردی و تاریخشو نگاه کردی شاید این سوال برات پیش بیادکه چرا ما٢٥مهررو برای بابایی تولد گرفتیم درحالی که تو شناسنامش ٣٠شهریورماهههههه
اینجاست که مامان برات می نویسه:
بله دختر گلم حرف شما صحیح هست ولی بابایی میگه طبق گفته بزرگترا اون در٢٥مهربه دنیا اومده ولی به خاطر اینکه نیمه اول محسوب بشه و زودتر به مدرسه بره شناسنامشو برای ٣٠شهریور گرفتن آخه اون موقع ها رسم این جوری بود البته ما هرسال و طبق شناسنامه جشن تولد بابا رو می گیریم ولی امسال چون مسافرت بودیم و بابایی همراه ما نبو دمجبور شدیم تو این تاریخ جبرانش کنیم امیدوارم از ما راضی شده باشه.
خدای مهربونم ممنونم که همسرم روبهم دادی.
جا داره از مادرشوهرم که پیش ما نیست تا دستای مهربونش و ببوسم وازش به خاطر به دنیا آوردن چنین فرشته ای تشکرکنم (روح بزرگوارش شاد)ازآقاجون هم ممنونم.
این هم عکس ااااااااااااااااااااا
نظرتون درموردشون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شمع هاروبشمارتابفهمی باباچندساله شد.............................



یادم رفت بگم کادوی بابایی روهم به قول معروف هم من وهم عمه جون خشکی حساب کردیم آخه بابایی خوش سلیقه ترا زایناست که بخوایم براش جیزی بخریم امسال وواگذارکردیم به خودش تاهرچی دلش می خوادبخره(پایین میزکادوهادیده میشه)



تولدبابا
