بهارهبهاره، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره

بهار زندگیم

توصیف

1391/10/3 15:43
574 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نانازی مامانی

شعرهایی که بلدی بخونیشون:یه توپ دارم،اتل متل توتوله،رسیدیم ورسیدیم،پاییزناقلا،وضو،پلیس مهربون، شعراعداد،خرگوش،دوتاهم شعرلالایی روبلدی و...

دوتاهم ازکتابات که یکیشون درموردحیوانات هستش ویکی شون هم درمورد وسایل نقلیه، شعرهای هردوتاکتاباروازحفظی و می خونی شونتشویق

فربونت برم من وقتی داری شعراتو می خونی دلم می خوادبگیرمت درسته قورت بدمماچ

کارتای آموزشی روکه برات گرفتیم وهمشو بلدی قربون اون هوش بالات برم من تا یه چیزی رویه بار میگیم زودیاد میگیری البته اگه باب میلت باشه،کارتاتو میاری بهم نشون میدی میگی مامانی این چیه من هم که جوابت ومیدم برمی گردی بهم میگی آفرین دخترخوب 

عاشق کتاب ودفتر خط خطی کردن وبه قول خودت که می گی مامانی چی دوست داری برات بنویسم نه این که خیلی بلدی بنویسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

قابلمه وتابه ایناروازکابینتادرمیاری یه قاشق هم برمیداری وشروع می کنی به سبک خودت غذادرست کردن بعدمیاری به من یا بابایی میگی بخورین غذادرست کردم ماهم برای اینکه زحمتای دخترگلمون هدرنره ادای خوردن ودرمیاریم وتو خوشحال از این حرکت.

دیشب وقتی می خواستم بخوابونمت داشتم برات قصه می گفتم که بعدازتموم شدنش برگشتی بهم گفتی شب بخیرگلم با این جمله ای که بهم گفتی اون قدربوست کردم که خواب ازسرت پریدمجبورشدم دوباره برات قصه بگم تابخوابی

قصه شنگول منگول وازهمه بیشتردوست داری وهرشب دوست داری اون وبرات بگم البته این قصه رومامانی بعضی جاهاشوبه سبک خودش تعریف می کنه تا توبهتر بفهمی

موقع خوابیدن هم عادت داری دستت وبزاری رو دستم یابزاری کنار لبم نمیدونم این دیگه چه عادتیه که توداری چشمک

همیشه دوست داری کارای بزرگترازسن توانجام بدی مثل کمک درجمع کردن سفره،گذاشتن لباسای شسته شده درکمدو................بعضی وقت ها هم یه حرفایی میگی که آدم شاخ در میارهniniweblog.com

 بازکردن در ورودی رو هم که وظیفه خودت میدونی وما حق نداریم بازکنیم وگرنه.............همچنین وقتی تلفن داره زنگ میزنه اول بایدتو صحبت کنی درضمن پشت تلفن خیلی بامزه صحبت می کنی وبعضی وقتا هم آمارخونه رو میدی بهشون،وقتی بابایی زنگ میزن بهش سفارش میدی چی برات بخر ازشیرگرفته تا چیپس و............

موقعی که بابایی از سرکارمیاد میدوی جلوش ومی گی سلام خسته نباشی و بوس هم میدی بهش ولی بعضی وقتا صبح هاکه بابایی می خوادبره سرکارومیادتا توروببوسه بداخلاق میشی وبهش بوس نمیدی وباباهم برمی گرده میگه برات چیپس و....نمی خرم اون وقت زودی بوس میدی

امایه اخلاق خیلی بدی که داری اینه که خیلی لجبازی و هی این سه کلمه نه،نمی خوام،خودم ،واستفاده می کنی وما اصلا از این اخلاقت خوشمون نمیاد وبعضی وقتا ماروعصبانیمی کنی نمیدونیم با این اخلاقت چکارکنیمسوال

تازگی هاهم یه اخلاق بعد دیگه هم پیدا کردی واون هم اینکه انگشتت و می خوری ومن در فکر راه چاره برای این موضوعniniweblog.com

خداروشکرغذاخوب میخوری وما مشکلی در این مورد نداریم.

علاقه زیادی به کارتون نگاه کردن نداری فقط برنامه پنگول و بیشتر ازهمه دوست داری

بازاگه چیزی یادم افتاد میام می نویسم

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان آویسا
10 دی 91 10:04
آفرین به این دختر خوشگل مه ایقده کارای خوب خوب بلده قول میده اخلاقای یه کوچولو بدش هم به کمک مامانی درست کنه
دُخـملـیـــــــــ ـ✿
10 دی 91 13:54
خوشبحات اینــــــــــــــــــهمه شعر....
کاش دختر من همه انگشتاشو بخوره غذا هم بخوره غصه م نیست
با افتخار به جمع صمیمی دوستای انیس سادات اضافه شدید


من هم باافتخارلینکتون می کنم
سارا
10 دی 91 14:16
ماشاالله یه این دختر باهوش از اون شب بخیر گلم خیلی خوشم اومد