عیدمون چگونه گذشت..........
سلام خوشملی مامان.gif)
امابرات بگم از عیدامسال،سفره هفت سین امسالمون درحالی که به قول خودمون دقیقه 90روهم ردکرده بود یعنی درست نیم ساعت مونده به لحظه تحویل سال چیده شدبالاخره مامانیه دیگه بیشترازاین نمیشه ازش انتظار داشت
چهارپنج دقیقه مونده به تحویل سال تازه من ازحموم دراومده بودم خلاصه یه بدوبدوی بودکه نگوووووووو.gif)
لحظه تحویل سال1392: ساعت14:31:56روز چهارشنبه30اسفند1391هجری شمسی مطابق با8جمادی الاول1434هجری قمری و20مارس2013میلادی که امسال هم سال ماربود.
باباجون وعموجون وعمه جونت ایناهم تولحظه تحویل سال خونه مابودن خلاصه سال تحویل شدوبابایی هم طبق معمول هرسال که یه مبلغی رومیزاره لای قرآن بهمون هدیه داد البته من عیدیمو که یه گوشی apple5ازطرف بابایی بودپیشاپیش گرفته بودم دست گلش ندرده طبق همیشه من وشرمنده خودش کرد شماهم عیدی هاتوهمون لحظه ازباباجون وعمو وعمه جون دریافت کردی وبعدخوردن ناهارحدودای ساعت 5به سمت شهرستان راه افتادیم نزدیک های ساعت1شب به خونه مامانم اینارسیدیم وازفرداشروع به عیددیدنی هامون کردیم 3فروردین عروسی دعوت بودیم که رفتیم،فکرکنم عیدبرات خوش گذشت چون حسابی با بچه هابازی کردی،سه شنبه 6فروردین برگشتیم خونه چون قراربودپنج شنبه یه مسافرتی به شمال داشته باشیم که بنابه دلایلی کنسل شدبه هرحال قسمت نبودپنج شنبه شب دایی توحیداینات که خونه شون تواستانبول هستش وتعطیلات واومده بودن،اومدن خونمون یه یک روزونیمی خونمون بودن باهمدیگه رفتیم بیرون وخلاصه خوش گذروندیم ،13بدرمون وهم رفتیم پارک چیتگر.درضمن روزسیزده فروردین تولدعمه بودکه توهمون پارک چیتگربراش تولدگرفتیم بازهم تولدشو تبریک میگم ایشالله تولد120سالگیش

فعلا همین تاپست بعدی


عیدمون چگونه گذشت..........
